-
"شیدایی " تجربه ای دلی بود که نت به نت ، همآوای بغض 40 ساله ی سه تار ِ خانم " گل بانو اصفهان پور" نوشتم .
حس و حالش نیمه ی گم شده ی حال و هوای این روزای خودمه
این روزا که احساس میکنم خیلی از اصل ِ خودم دور افتادم
احساس غریبی از تنهایی همبستر شب زنده داری هام شده
شکل بغضی که به حنجره م چنگ انداخته و راه فریاد زدنم رو بسته
هر شب برای پیدا شدن خودم دعا میکنم
دور از منی و دیریست درگوشه ی این عزلت
از دیده به جای اشک خونآبه ی غم جاری ست
یک لحظه قرارم نیست خاموشم اگر از درد
این شرح پریشانی از داغ تو تکراری ست
آتش زده برجانم سوز تب اين هجران
بردار حجابت را محبوبه ي پنهانم
در اين شب وا نفسا- من- گم شده ام در خويش
از باده ی وصل خود- یک قطره - بنوشانم
در حسرت دیدارت عمری پرم از افسوس
معروف ِ به شیدایی سرگشته و مجنونم
يك گوشه ي چشم توشوریدگی ام را بس
تا پرده براندازم از راز دل خونم
دل از تو نمیگیرم در مستی و هوشیاری
هر لحظه خیال من با یاد تو پیوسته
از خاطر جان سوزت غافل نتوانم شد
ذکرت همه دم گویم حتی به لب بسته
کلام : علی قزل سفلو
بر اساس ملودی از : سیده سمانه نقوی راد
کمانچه : دکتر کامران پرتوی
سه تار : گل بانو اصفهان پور
عود : سید مرتضی موسوی رحیم آبادی
" محمد نجفی " غزل سرای توانایی که متولد و ساکن گنبد کاووس و هم خاطره ی گذار کودکی ِ من به جوونیمه یه خلوتی برای خودش دست و پا کرده به اسم " این غزل را نده از دست "برای همه ی دوستانی که در غزل کلاسیک دستی دارند دیدن این وبلاگ مجال ِ درگیر شدن با تفکرات
محمد نجفی عزیزه
http://shartegonah.blogfa.com/
