کاش می شد بدونم لحظه ی آخری که "یا علی" گفتی و شکل یه پرستو دل به کوچ دادی ، پشت پرده ی نادیدنی ِ حقیقت چی دیدی و دل به چیدن کدوم ستاره بستی که از همه ی اهل دنیا رو گرفتی و پا به پای خدای خودت به نا کجا آبادی که بهش میگن " بهشت" سفر کردی
کاش می شد بدونم اون لحظه ی آخر
پشت پرده ی ندیده ها چی دیدی؟!
دل به چیدن ِ کدوم ستاره بستی؟!
که از این زمین خاکی پر کشیدی
از کدوم چشمه جاوید حقیقت
واسه دیدار خدا وضو گرفتی
یا علی گفتی و شکل یه پرستو
از تموم اهل دنیا رو گرفتی
رفتی و گذاشتی تا ابد بمونه
داغ دیدن دوباره ت روی قلبم
اما انگار زخم کوچ عاشقانه ت
یادگاری مونده تو پستوی قلبم
هنوزم بغض نفسگیر ِ شبونه م
متبرکه به اسم گل نشونت
مومنم به این که - هر ثانیه ی عشق-
آبرو گرفته از حرمت خونت
با همین لهجه ی پاپتی ِ شعرم
که نه خوابه نه خیاله نه یه وهمه
می نویسم از عروج عارفانه ت
بذار این ُ همه ی دنیا بفهمه
پای ایثار تو بوده اگه خونه
دست ِ نامحرم ِ دشمنم نیُفتاد
می تپه به یاد ِ تو نبض شهادت
تو رگ این خاک تا قیامت آزاد
می نویسم درد مظلومیتت رُ
روی هر کتیبه و تو هر کتابی
تویی که تا آخرین صفحه ی تاریخ
مث لمس یه معما بی جوابی
هنوزم بغض نفسگیر ِ شبونه م
متبرکه به اسم گل نشونت
مومنم به این که - هر ثانیه ی عشق-
آبرو گرفته از حرمت خونت
□□□
من بلد نیستم برای ترانه م " پی نوشت " بنویسم ...
فقط این رو بگم که نه خواستم " شعر " بگم و نه خواستم " شعار" بدم
درد دل خودم بود
درست مثل اولین پست وبلاگم
زندگی من گره کوری با جنگ خورده و البته درک این موضوع برای هر کسی آسون نیست
□□
تو این گذار از زندگیم که روزهای سیاهی رو دارم تجربه میکنم میخوام وبلاگم زنده باشه
برای علی قزل سفلو ی خسته دعا میکنم که طاقت بیاره و خودش رو پیش هجوم سرنوشت نبازه
□
همین ...