تبليغاتX

تو این زندون ِ روزا رو شمردن- مرور ِخاطراتت یه شکنجه س - دیگه مایوسم از برگشتن ِ تو - دلم تسلیم ِترس ِ مرگه و ُبس

بی تو تبعیدم به این تنهایی

ali-ghezelsefloo

علی قزل سفلو

ali-ghezelsefloo

http://ali-ghezelsefloo.blogfa.com

بی تو تبعیدم به این تنهایی

بی تو تبعیدم به این تنهایی - زخمی تر از پروانه های دوره گرد منتشر شد

بی تو تبعیدم به این تنهایی

"زخمی تر از پروانه های دوره گرد "
اولین مجموعه ترانه هام
زمستان 87
بدون اجازه ی من چاپ شد ...
ناشری به اسم " نشر کشمر" که به کلاهبرداری در خراسان معروفه ترانه های من رو بی خبر از من چاپ کرد .
متاسفانه اون قدر درگیر درس و نوشتن پایان نامه ی تحصیلیم بودم که نتونستم به موقع جلوی کلاهبرداری های این نشر رو بگیرم
واگذارش کردم به خود خدا

البته این مجموعه همزمان با چاپ دومین مجموعه ترانه هام به نام
" نقش اول ٍ یه فیلم جنگی"
به صورن رسمی چاپ خواهم کرد.

× × × × × × × ×

خاكم كه به نبض دل
آغاز شدم با عشق
پر پر زده ام در خون
پروانه شدم تا عشق...

... شمع شب تارم شد
سوزاند مرا صد بار
پاشيد به خاكستر
دل را به هواي يار

تن خسته تر از كوچم
بي وسوسه ي فردا
يك قطره كه جاماندم
از بغض تر دريا

گمگشته ي تقديرم
در پيچ و خم فرياد
دل حكم كند بر من
هر آنچه كه باداباد

× × × × × × × ×

علی قزل سفلو
26/آذر/ 1363
گنبد کاووس
فوق دیپلم حسابداری مالی
کارشناسی مدیریت بازرگانی گرایش بازاریابی

بی تو تبعیدم به این تنهایی

دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
زخمی تر از پروانه های دوره گرد منتشر شد
سلام

soflo778

" زخمی تر از پروانه های دوره گرد " دفتر ترانه های منه که با بی دقتی تمام چاپ شد

نا بلدی هایی که " نشر کشمر" در چاپ این مجموعه ترانه چاشنی چاپ کرد و بی دقتی های دوستی که نمیخوام اسمش رو بیارم که اتفاقا صاحب همین انتشارات هست من ُ از چاپ این مجموعه دلزده کرد

متاسفانه اعتماد بیش از حد من به این ناشر بی سلیقه باعث شد این مجموعه اون جوری که باید و شاید من ُ راضی کنه

 البته قصد دارم این مجموعه رو با یه سری اصلاحات و حذف و اضافه ها  به چاپ دوم برسونم که سعی میکنم با تجربه هایی که برام حاصل شد بهتر و گیرا تر باشه .

و صد البته که این دفعه با یه ناشری که استاندارد های چاپ رو رعایت کنه


یه ترانه از ترانه های مجموعه ی " زخمی تر از پروانه های دوره گرد " رو تو این پست میذارم

                                                                      

قد یک لحظه لبخند

 

يه مشت آسمون ُ يه خورشيد نقلي

يه طاق شكسته جاي سقف خونه

يه ايوون ِ پاييزي ِ رو به جاده  

واسه دل سپردن به هم بسمونه

 

همين بسه كه مث دو تا قناري 

 تو آغوش همدیگه آروم بگیریم

كه مجنون ترازهرچي ليلي توقصه س

براي هم عاشق تر از هم بميريم

 

بذار دستت ُ با تموم وجودم

مث لمس دريا بگيرم تو دستام

كه با لحن طوفاني ِ شرم ِ چشمات

نجاتم بدي از من ِ بي سرانجام

 

نجاتم بدي از مني كه يه عالم  

غم  ِ تلخ و ناگفتنيه تو سينم

كه با مردم دنيا خيلي غريبه م

كه بي توشبيه تو، تنها ترينم

 

من ُكه حريص يه جرعه نگاتم

نوازش كن اي روح ِ معصوم  ِ بارون

مث تو كتابا، با گلبرگ ِ بوسه

تن  ِ تشنه ي زندگيم ُ پوشون

 

كه شايد به اعجاز هرم نفسهات

زير سايه ت از خواب تنهايي پاشم

شبيه يه پروانه ، آزاد ِ آزاد

از اين پيله ي بي كسي هام، رها شم

 

بذار دستت ُ با تموم - جنونم-

مث لمس رويا بگيرم تو دستام

به جزقد يك لحظه لبخند ِ بكرت

از این عمر بیهوده چیزی نمیخوام

نوشته شده توسط علی قزل سفلو در 14:50 |