يه ترانه ي احساسي خيلي قديمي كه سال 83 روي ملودي "شهروزگلشاهي "نوشتمش
خاطرات تلخ روزهايي غربت نشيني منه ...
بي قرار
دوباره سر خط به رسم هميشه/ من وبغض ِ بارونيه پشت شيشه
تو شب خوني اشك و بيداري ِماه/ نفس مي زنم تا پريشوني آه
تو رو نقطه چين مينويسم عزيزم / تو سر گيجه ي خاطره هاي مبهم
تو رو مي نويسم روي قلب ديوار / تو قاب غزل سوز و بي رحم تكرار
تو كه بي ستاره كنارم شكستي/ شبو با نگاهت برام آينه بستي
كنار من و هق هق دوري من/ نشستي و خوندي از عشق و رسيدن
مي گفتي اسير تب سر نوشتي/ واسم غصه ها تو ترانه نوشتي
نوشتي از اجبار و هي گريه كردي/ اگه زنده موندي يروز بر مي گردي
تو رفتي و من بي تو از من بريدم
چه تلخ و تكيده به پايان رسيدم
چشام بي تماشا گره خورده تا دور/ تا سوسوي محو لب جاده ي نور
كه شايد بيايي دوباره ببينم/ تو آغوش گرم ِ تو عاشق ترينم
جوونه زده رو تن پير ِ تقويم/ روزاي غم و حسرت وصبر وتسليم
روزايي كه از شك ، تو دلشوره مردن/ من و لحظه ها م ُبه فردا سپردن
مي دونم كه فردا مياد و نمياي/ ميدونم من ُ بيشتر ازاين نميخواي
نمي دونم ، انگار كه عمريه خوابم/ چرا بر نگشتي هنوز بي جوابم
تو رفتي و من بي تو از من بريدم
چه تلخ و تكيده به پايان رسيدم
ترانه سرا:علي قزل سفلو
بر اساس ملودي از " شهروز گلشاهي راد "
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
اما بذارید چن تا جوك با مزه درباره ي واحد موسيقي ِ صدا و سيما ی مملکتمون بگم :
ترانه هايي كه به صدا و سيما ميفرستي تا بره تو شوراي موسيقي ِ صدا و سيما همه به سرنوشت محتومي دچار ميشن كه ترانه هاي من شد .
آقاي کارشناس( تو صدا و سیما به مدرک سیکل کارشناسی میگن) دفتر واحد موسيقي ، ترانه رو يه ورانداز ميكنه و اسم ترانه سرا رو نيگا نيگاه ميكنه وقتي ميبينه كه اسم آشنا نيست به خودش زحمت خوندن ترانه رو نميده و ...
از اين داستان ميشه سه تا نتيجه ي اخلاقي فرهنگي اجتماعي گرفت :
1- منظور از اسم آشنا : ساعد باقري – سهيل محمودي – افشين يدالهي و دار و دسته ي محترمشونه
2- آقاي مسئول از اسم محترمه (محترم) استاد ساعد باقري نميترسن يه كمي كوچولو حساب ميبرن در همين حد كه اگه بي اجازه حتي ترانه رسيده رو بخونن ممكنه از سمت شون بركنار بشن ...
3- در بحث مجوز ترانه اي كه در صدا و سيما صادر ميشه بايد عرض كنم كه بعضي از بزرگان شعر و ادب پارسي مثل استاد ساعد باقري و دار و دسته ي محترمه (محترم ) صدا و سيما كه اسم شريفشون رو ذكر كردم ترانه هاشون مجوز مادرزادونه داره ولي اگه حافظ شيرازي هم يه وقتي هوس كنه ترانه اي بنويسه و براي شورا بفرسته ممكنه (101%) ترانه شون خونده نشه و تبعيد بشه به سطل زباله (گم ميشه )
اگه اون ترانه مناسبتي هم باشه تنها يك جوابيه براش صادر ميشه كه : "در شآن امام بزرگوار نبوده "
ولي من شاخ در آوردم وقتي "اين حال ِ من بي "كه بابك روزبه چندين سال پيش براي آلبومي به همين نام به عليرضا عصار داده با كليپي در وصف امام زمان (عج) پخش ميشه ...
يا شب تولد حضرت علي (ع) كاري از خشايار اعتمادي پخش ميشه كه وقتي گوش ميكني حالت بد ميشه .
حرف آخر اين كه ن يه ترانه اي درباره ي امام رضا (ع) نوشته م كه براي مجوز رفت واحد موسيقي صد سيما ولي سه ماه گذشت و در طول اين سه ماه ِ جان فرسا هر وقت من تماس ميگرفتم ميگفتن :درحال بررسيه
اين ترانه بعد از سه ماه به خاطر اين كه در شان امام رضا (ع)نبود رد شد ...
اما نيدونم چرا همين ترانه از طرف " مركز آفرينش هاي آستان قدس رضوي" تقدير شد و يه نيم سكه و يه لوح و يه سنگ ياد بود برام به ارمغان اورد.
پس باز هم ميشه نتيجه گرفت كه استاد ساعد باقري و دار و دسته ي محترمه (محترم)واقعا استاد هستند و اينكه بايد به صدا و سيماي كشورم تبريك بگم براي استفاده از چنين كارشناسان اهل فن و كار بلدي.
البته بعد از مرحوم دکتر امین پور که شعر دفاع مقدس قطره ای بود چشمه ی معرفت و انسانیتش قراره تا چند وقت دیگه دفتر خانه ی شعر جوان بشه خانه ی استاد ساعد باقری:
خانه که شلوغ تر می شود
هی پدر تر میشوی
